دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۴۶۱
بیدل من بیدل من راست شدی هر چه بدی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۲
از شکرستان ازل آمدهای بازپری
غزل شمارهٔ ۲۴۶۳
در خم گردون فکنم هر نفسی غلغلهای
غزل شمارهٔ ۲۴۶۴
میبرمد از او دلم چون دل تو ز مقذری
غزل شمارهٔ ۲۴۶۵
و آن شه بینشانه را جلوه دهی نشان کنی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۶
ای که چو آفتاب و مه دست کرم گشادهای
غزل شمارهٔ ۲۴۶۷
این چه بتی است ای خدا این چه بلا و آفتی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۸
راحتهای عشق را نیست چو عشق غایتی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۹
پاک و لطیف همچو جان صبحدمی به تن رسی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۰
عشق پرست ای پسر باد هواست مابقی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۱
صورت این طلسم را هیچ کسی بدید نی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۲
نی به خدا که از دغل چشم فراز میکنی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۳
بار تو ده شکسته را بارگه وفا توی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۴
لایق خرکمان من نیست در این جهان زهی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۵
دست جفا گشادهای پای وفا کشیدهای
غزل شمارهٔ ۲۴۷۶
شرح نمیکنم که بس عاقل را اشارتی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۷
خاربنان خشک را از گل او طراوتی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۸
یک نفسی چو بازی و یک نفسی کبوتری
غزل شمارهٔ ۲۴۷۹
بی ز وجود وز عدم باز شدم یکی دری
غزل شمارهٔ ۲۴۸۰
آتشیی تو آبیی آدمیی تو یا پری
غزل شمارهٔ ۲۴۸۱
رو که بدین عاشقی سخت عظیم گولکی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۲
وی که دل تو چون حجر هان که قرابه نشکنی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۳
نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۴
طوق قمر شکستیی فوق فلک نشستیی