دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۵۱۸
لما رات الکوس دارت
غزل شمارهٔ ۵۱۹
تا رو نماید مرهمش کالصبر مفتاح الفرج
غزل شمارهٔ ۵۲۰
ای مظفر فر از تو قلب و جناح
غزل شمارهٔ ۵۲۱
متشعشعا و استغن عن اصباح
غزل شمارهٔ ۵۲۲
آن مهی نی کو بود بالای چرخ
غزل شمارهٔ ۳۲۳۰
یا ملکا جواره مکتنفی و مؤمنی
غزل شمارهٔ ۵۲۳
قهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد
غزل شمارهٔ ۵۲۴
خورشید جان عاشقان در خلوت الله شد
غزل شمارهٔ ۵۲۵
خیزید ای خوش طالعان وقت طلوع ماه شد
غزل شمارهٔ ۵۲۶
تشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنونخانه شد
غزل شمارهٔ ۵۲۷
وین عالم بیاصل را چون ذرهها برهم زند
غزل شمارهٔ ۵۲۸
چون پیش او زاری کنی تلخ تو را شیرین کند
غزل شمارهٔ ۵۲۹
دیدی تو یا خود دید کس کاندر جهان خر بز خورد؟
غزل شمارهٔ ۵۳۰
سلطان سلطانان ما از سوی میدان میرسد
غزل شمارهٔ ۵۳۱
مستی اگر در خواب شد مستی دگر بیدار شد
غزل شمارهٔ ۵۳۲
نی آن چنان سیلیست این کش کس تواند کرد بند
غزل شمارهٔ ۵۳۳
مستی ز جامت میکنند مستان سلامت میکنند
غزل شمارهٔ ۵۳۴
وان مرغ آبی را بگو مستان سلامت میکنند
غزل شمارهٔ ۵۳۵
آب حیات از عشق تو در جوی جویان میرود
غزل شمارهٔ ۵۳۶
آمد ندای آسمان تا مرغ جان پران شود
غزل شمارهٔ ۵۳۷
ای ساقی افزون ده قدح تا وارهیم از نیک و بد
غزل شمارهٔ ۵۳۸
صورت همه پران شود گر مرغ معنی پر زند
غزل شمارهٔ ۵۳۹
آن کاو دلش را بردهای، جان هم غلامت میکند
غزل شمارهٔ ۵۴۰
آن کو دلش را بردهای جان هم غلامت میکند