دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۲۱۳
زانک نیرزد کنون خون رهی یک لکیس
غزل شمارهٔ ۱۲۱۴
قمارخانه درآ و ز ننگ وام مترس
غزل شمارهٔ ۱۲۱۵
رویت خوش و مویت خوش و آن دیگرت بیرون، خوش
غزل شمارهٔ ۱۲۱۶
ور زانک تو عاشق نهای رو سخره میکن خار کش
غزل شمارهٔ ۱۲۱۷
گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
غزل شمارهٔ ۱۲۱۸
ما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوش
غزل شمارهٔ ۱۲۱۹
چون لحد و گور مغان تنگ و دل افشار و ترش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۰
آنک بجست از کفم بار دگر بگیرمش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۱
وگر اندررمد عاشق به کوی یار جوییدش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۲
چه خوردست او که میپیچد دو نرگسدان خمارش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۳
بدان هاروت و ماروتت لجوجان را به بابل کش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۴
وگر برناورم فردا سر خویش از گریبانش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۵
همه مهرست و دلداری همه عیش است و آسایش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۶
زین ساغر خندان رو جامی بچشانیدش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۷
صد رحمت هر ساعت بر جانش و بر دینش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۸
ای خسرو و ای شیرین! ای نقش و خیالت خوش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۹
بس مشک نهان دارد زنهار بشوریدش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۰
صحت به چه دریابد بیمار به آمیزش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۱
جمشید تو را چاکر خورشید تو را مفرش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۲
با زهره درآ گویان در حلقه مستانش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۳
که باشد نور و ظلمت محو ذاتش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۴
نفیرش تلختر یا زخم تیرش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۵
نمیبینم میان حاضرانش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۶
نپرسید او مرا بنشست خاموش