دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۸۸۵
خوب است همین شیوه ای دوست همین می کن
غزل شمارهٔ ۱۸۸۶
نی نی کم از این باید تقصیر و جفا کردن
غزل شمارهٔ ۱۸۸۷
وگر عاشق شاهی روان باش به میدان
غزل شمارهٔ ۱۸۸۸
اگر بوسه به جانی است فریضه است خریدن
غزل شمارهٔ ۱۸۸۹
چرا چرا چه معنی مرا کنی پریشان
غزل شمارهٔ ۱۸۹۰
یا باغ صفا را به یکی تره خریدن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۱
وز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۲
ما را ز خیال تو بود روزه گشادن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۳
بی بوددهنده نتوان زادن و بودن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۴
این سلسله بگذار و کسی را بمشوران
غزل شمارهٔ ۱۸۹۵
خوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستان
غزل شمارهٔ ۱۸۹۶
نشاید خون مظلومان به گردن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۷
که او ناگفته می داند خمش کن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۸
که بالا رو چو دردی پست منشین
غزل شمارهٔ ۱۸۹۹
ز غم صدپاره شد یک پاره بستان
غزل شمارهٔ ۱۹۰۰
ببین اندیشه و سودای مستان
غزل شمارهٔ ۱۹۰۱
چه بستی کیسه را دستی بجنبان
غزل شمارهٔ ۱۹۰۲
نمیگویم که مجنون را مشوران
غزل شمارهٔ ۱۹۰۳
که از پرده برون آیند خوبان
غزل شمارهٔ ۱۹۰۴
کی داند دام قدرت را دریدن
غزل شمارهٔ ۱۹۰۵
عروسی بین و ماتم را رها کن
غزل شمارهٔ ۱۹۰۶
وگر گوید زرم زوتر برون کن
غزل شمارهٔ ۱۹۰۷
چو کردی بار دیگر همچنین کن
غزل شمارهٔ ۱۹۰۸
کجا دارد هریسه پای روغن