دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۴
جان در تن من ز غم بنالید بسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۴
بر گرد جهان خیره چرا میپوئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۵
نیک و بد و کفر و پارساییش توی
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۹
میگفت ترانهای کنار جوئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی
رباعی شمارهٔ ۱۸۸۷
از کان وفا چرا جفا میگوئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۹۷
دست تو اگر نگیرد آن مه هیچی
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۱
گه قصهٔ آ، به درد دل میگوئی
رباعی شمارهٔ ۱۹۲۸
میدان که به خواب در، همی آب خوری
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۷
گفتا مه را کسی نپرسد چونی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۳
یا بر رخ خویش زعفران کشتهامی
رباعی شمارهٔ ۱۹۴۶
نوبت چو به ما رسد بهائی بنهی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۱
بگذاشته هر شهر به شهر آرائی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۲
در آب حیات عشق او چون ماهی
رباعی شمارهٔ ۱۹۵۴
تو مرغ کجائی که چنین خوشحالی
رباعی شمارهٔ ۱۹۶۹
زیبائی مرد هست در تنهائی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۰
از عام ببر که خاص آن مائی
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۹
صد نقش، تو بر گلشنِ خوشبوی زنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۰
من عاشق را پیرهنی فرمایی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۱
بنیادِ هزار عاقبت را بِکَنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۳
تا از دمِ خویش، گردنِ غم نزنی
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۵
آن یارِ وفادار کجا شد باری؟
رباعی شمارهٔ ۱۹۸۷
احوال همیپرسی و خود میدانی
رباعی شمارهٔ ۱۹۹۱
لب بُگْشایم، در این گشادم باشی