دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۳۵۹
چون شیشه شکست کیست کو داند بست؟
رباعی شمارهٔ ۳۶۰
تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
رباعی شمارهٔ ۳۶۱
بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
رباعی شمارهٔ ۳۶۲
مهر تو چنین لطیف بنیاد چراست
رباعی شمارهٔ ۳۶۳
مسکین دل من دید نشانش نشناخت
رباعی شمارهٔ ۳۶۴
این عشق چنین لطیف و شیرین از چیست
رباعی شمارهٔ ۳۶۵
و این طرفه که بار ما فزون از خر ماست
رباعی شمارهٔ ۳۶۶
در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت
رباعی شمارهٔ ۳۶۷
و انگشتنمای عالمی مرد و زن است
رباعی شمارهٔ ۳۶۸
قومی شادان و بیخبر کان ز خداست
رباعی شمارهٔ ۳۶۹
ور عود نسوخت بوی این عود چراست
رباعی شمارهٔ ۳۷۰
ور خاک شوم شاه بدین قانع نیست
رباعی شمارهٔ ۳۷۱
مه طال بقا از بن دندان زندت
رباعی شمارهٔ ۳۷۲
از من خبرت که بینوا خواهی رفت
رباعی شمارهٔ ۳۷۳
بیغم بود آنکه عشق محکم بگرفت
رباعی شمارهٔ ۳۷۴
ور طعنهٔ عشقت شنوم ننگی نیست
رباعی شمارهٔ ۳۷۵
ور در هجری دوزخ با داغ اینست
رباعی شمارهٔ ۳۷۶
آخر نه شراب عاشقی در کف ماست
رباعی شمارهٔ ۳۷۷
پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
رباعی شمارهٔ ۳۷۸
سرمای زمستان تبش سرد شماست
رباعی شمارهٔ ۳۷۹
تا باده از آن دو چشم مستت نگرفت
رباعی شمارهٔ ۳۸۰
جان رفت چه جای کفش و دستار منست
رباعی شمارهٔ ۳۸۱
کس نیست که اندر سرش این سودا نیست
رباعی شمارهٔ ۳۸۲
یک حبه به نزد کس نَیَرزی اینست