دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۳۸۳
گفتم که برو که بنده بیمار شدهاست
رباعی شمارهٔ ۳۸۴
چون دید مرا مست بهم برزد دست
رباعی شمارهٔ ۳۸۵
گفت ار بجهی کند غمم مستخفت
رباعی شمارهٔ ۳۸۶
پرآب مدار بیرخ نیکویت
رباعی شمارهٔ ۳۸۷
گفتا که بهای بوسهٔ ما جانست
رباعی شمارهٔ ۳۸۸
غم نیست غم از دل بداندیش منست
رباعی شمارهٔ ۳۸۹
من نیز به حال گفتمش کاین دغلیست
رباعی شمارهٔ ۳۹۰
از ما بشد و هوای جائی میپخت
رباعی شمارهٔ ۳۹۱
مانند رباب دل همآواز منست
رباعی شمارهٔ ۳۹۲
فریاد ز حلق خاست کان نور کجاست
رباعی شمارهٔ ۳۹۳
سودای تو بر سر است و سر بر سر دست
رباعی شمارهٔ ۳۹۴
تا شد دل از این کار و از این جام گرفت
رباعی شمارهٔ ۳۹۵
وان دل که بجان غرقهٔ این سودا نیست
رباعی شمارهٔ ۳۹۶
هم کودکی از کمال خیزد شک نیست
رباعی شمارهٔ ۳۹۷
نی زحمت نزهت و نه بانگ زاغ است
رباعی شمارهٔ ۳۹۸
مایه ده این چرخ نگون عقل کل است
رباعی شمارهٔ ۳۹۹
اول شور است و عاقبت تمکین است
رباعی شمارهٔ ۴۰۰
وین نعره و آواز و رخ زرد چراست
رباعی شمارهٔ ۴۰۱
وین تعبیههای خود به چیزی ننگاشت
رباعی شمارهٔ ۴۰۲
جز دوزخ و فردوس مکانی دگر است
رباعی شمارهٔ ۴۰۳
در خانهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
رباعی شمارهٔ ۴۰۴
جان چون خضر است و عشق چون آبحیات
رباعی شمارهٔ ۴۰۵
ما مور ضعیفیم و سلیمان دگر است
رباعی شمارهٔ ۴۰۶
تا فرجه کند هر آنکه صاحب نظر است