دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۴۳۱
در عشق ویم چه جای بیگانگیست
رباعی شمارهٔ ۴۳۲
وانکو ماهیست جای او عمانست
رباعی شمارهٔ ۴۳۳
داند که هر آنچه آید از کارگه است
رباعی شمارهٔ ۴۳۴
پیوسته سرش سبز و دلش خندانست
رباعی شمارهٔ ۴۳۵
لیکن زاری عاشقان نیز خوش است
رباعی شمارهٔ ۴۳۶
آن خود دگر است و شکرِ او دگر است
رباعی شمارهٔ ۴۳۷
هرچند جفا دو دست آمال ببست
رباعی شمارهٔ ۴۳۸
آن اشتر مست چشم او خود دگر است
رباعی شمارهٔ ۴۳۹
تا ظن نبری که او خیال اندیش است
رباعی شمارهٔ ۴۴۰
گر تا باید خورند اینخوان برپاست
رباعی شمارهٔ ۴۴۱
بر ما همه گلشن است و هم بستانست
رباعی شمارهٔ ۴۴۲
نیکو نگرش که همچو ما مجنون است
رباعی شمارهٔ ۴۴۳
از شادی و اندهان ما هشیاریست
رباعی شمارهٔ ۴۴۴
با ساغر پرفتنهٔ پرشور بدست
رباعی شمارهٔ ۴۴۵
زان درد من از قطرهٔ باران بیش است
رباعی شمارهٔ ۴۴۶
وز من دل بیرحمِ تو بیزارتر است
رباعی شمارهٔ ۴۴۷
میگوید حسن او بر این نیز مأیست
رباعی شمارهٔ ۴۴۸
چون بهتر از آن هست نه معشوق منست
رباعی شمارهٔ ۴۴۹
وز دیدهٔ من خیال روی تو نرفت
رباعی شمارهٔ ۴۵۰
اسب است ولی بهاش کم از زینست
رباعی شمارهٔ ۴۵۱
خونریزی او خلاصهٔ پرهیز است
رباعی شمارهٔ ۴۵۲
در خانه درآمد که دل تو چونست
رباعی شمارهٔ ۴۵۳
در مذهب او مصحف و زنار یکیست
رباعی شمارهٔ ۴۵۴
او را یار است هرکه با او یار است