دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۴۵۵
گر بار دگر زنده شوم دانم زیست
رباعی شمارهٔ ۴۵۶
چَشمِ دگرم گفت: «چرا؟ گریه ز چیست؟!»
رباعی شمارهٔ ۴۵۷
پاکی و منزهی ز نسیان و حدث
رباعی شمارهٔ ۴۵۸
عشق است طبیب ما و داروی علاج
رباعی شمارهٔ ۴۵۹
اندر شب و روز پاک جویای صلاح
رباعی شمارهٔ ۴۶۰
خونست بیا ببین که چون میریزد
رباعی شمارهٔ ۴۶۱
نزد دل اهل دل چو برگ کاهند
رباعی شمارهٔ ۴۶۲
آغشته به خون کربلای تو بود
رباعی شمارهٔ ۴۶۳
تا دود کدورت ترا بنشانند
رباعی شمارهٔ ۴۶۴
من میدانم که زود رسوا گردد
رباعی شمارهٔ ۴۶۵
ما را به خرابات بتان ره زدهاند
رباعی شمارهٔ ۴۶۶
یا هیچ به غور آن رسیدی که چه کرد
رباعی شمارهٔ ۴۶۷
کی جانب ملکت جهان درنگرد
رباعی شمارهٔ ۴۶۸
هر ذره بسوی اصل خود خیز کند
رباعی شمارهٔ ۴۶۹
بر نقد زد و سخرهٔ امید نشد
رباعی شمارهٔ ۴۷۰
گرد دل و جان خجلم میگردد
رباعی شمارهٔ ۴۷۱
هرگونه که خورد و خفت و طاعت باشد
رباعی شمارهٔ ۴۷۲
او را به حساب روزی انگاشتهاند
رباعی شمارهٔ ۴۷۳
او داند نالههای عشاق شنید
رباعی شمارهٔ ۴۷۴
از رحمت و فضل اوش امداد رسد
رباعی شمارهٔ ۴۷۵
در عهد و وفا نگر که چون آید مرد
رباعی شمارهٔ ۴۷۶
از عشق تو می نایدم از عشقم یاد
رباعی شمارهٔ ۴۷۷
دریای عنایت از کرم میجوشید
رباعی شمارهٔ ۴۷۸
اجزای تنم خاک پریشان گیرد