دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۴۷۹
وز بهر تو کشتنم میسر گردد
رباعی شمارهٔ ۴۸۰
شرط است که جمعیت یاران باشد
رباعی شمارهٔ ۴۸۱
جان پای برهنه از میان بگریزد
رباعی شمارهٔ ۴۸۲
وین مرغ از این قفس بپرواز آید
رباعی شمارهٔ ۴۸۳
مهر زر عاشقان دگرگون زدهاند
رباعی شمارهٔ ۴۸۴
آنکس که خبر یافت از او کی خسبد
رباعی شمارهٔ ۴۸۵
وین نادره آب حیوانشان بکشد
رباعی شمارهٔ ۴۸۶
مالم همه خورد و کار با دلق رسید
رباعی شمارهٔ ۴۸۷
وان آب حیات بحر گوهر نامد
رباعی شمارهٔ ۴۸۸
در دهر کدام پادشا میخواهد
رباعی شمارهٔ ۴۸۹
صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد
رباعی شمارهٔ ۴۹۰
وز حیرت تو گشاده دندان نشود
رباعی شمارهٔ ۴۹۱
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
رباعی شمارهٔ ۴۹۲
روزی به وصال او قراری دارد
رباعی شمارهٔ ۴۹۳
وز بهر مقام آشیانی دارد
رباعی شمارهٔ ۴۹۴
امروز بر این رسن معلق میزد
رباعی شمارهٔ ۴۹۵
چون لعبتگان مرا به بازار کند
رباعی شمارهٔ ۴۹۶
در اهل جنون به صد فسون مینگرد
رباعی شمارهٔ ۴۹۷
تن زد تنم از شرم چو جانم برسید
رباعی شمارهٔ ۴۹۸
من خود چه کسم چرخ و فلک جامه درد
رباعی شمارهٔ ۴۹۹
من ظن نبرم که نیز جان را باشد
رباعی شمارهٔ ۵۰۰
آن داهیهای که بندها را بدرد
رباعی شمارهٔ ۵۰۱
وز لطف بهار چشمشان دوختهاند
رباعی شمارهٔ ۵۰۲
با نفخهٔ صور چابک و دلشادند