دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۱
بیدست تو من مهره ندانم بردن
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۲
وز قند لبش نبات میچینم من
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۳
کردم پر ز آه و فریاد ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۴
تن عاشق جان آمد و جان عاشق تن
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۵
جان بندهٔ آن خندهٔ بیکام و دهان
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۶
دل نقطهٔ وحدتست و از عرش فزون
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۷
تو شهد نگر به صورت زنبوران
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۸
زندان بود آن نه باغ باشد ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۵۱۹
چون آب روان و فارغ از افسردن
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۰
سودای نوی درافکنی در سر جان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۱
آن مطرب را تو مطرب دفتر خوان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۲
با دانه و دام در شکار گوران
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۳
هم جسم از آن اوست همه دیده و جان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۴
هم فتنه برانگیزی و هم فتنه نشان
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۵
مانند قبای کهنه اندازد تن
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۶
نی دل بر من باشد و نی دلبر من
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۷
در جستن او چه جستجو دارد این
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۸
از عهد من ای دوست مگر نادمسن
رباعی شمارهٔ ۱۵۲۹
چون آینهٔ خیال خوبانم از او
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۰
وز عشق دلم شده است همخانهٔ او
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۱
تا رشک برد بر لب خودکامهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۲
با سینهٔ ریش و با رخ زردم از او
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۳
وان داروی دردی که همه دردم از او
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۴
نی خود جانهاست ذرههای غم تو