دفتر شعر
۴۲۳ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۸۷
خلق مه جویند و ما نظاره ماهی کنیم
شمارهٔ ۲۸۸
هر چه گویم همه داری، ز کدامت گویم؟
شمارهٔ ۲۸۹
جانم غم او سوخت، غم جان به که گویم؟
شمارهٔ ۲۹۰
بلکه گدایی تو شد موجب پادشاهیام
شمارهٔ ۲۹۱
خوبان همه شاهند و تو شاه همه خوبان
شمارهٔ ۲۹۲
من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران
شمارهٔ ۲۹۳
دامن چون تو گلی حیف که گیرند خسان!
شمارهٔ ۲۹۴
تار آن طره شبرنگ و شب تار همان
شمارهٔ ۲۹۵
هست چون نازک نهالی از درخت ارغوان
شمارهٔ ۲۹۶
وین مشکل دگر که: نهفتن نمیتوان
شمارهٔ ۲۹۷
دلم صد پاره و هر پاره در خون جگر پنهان
شمارهٔ ۲۹۸
خواهمش دیدن و حیران شدن و جان دادن
شمارهٔ ۲۹۹
هزار بار برای تو می توان مردن
شمارهٔ ۳۰۰
سنبل تر پنجه بر روی سمن خواهد زدن
شمارهٔ ۳۰۱
در زیر سایه تربیت آفتاب کن
شمارهٔ ۳۰۲
بنده گردم، یک زمان آن سرو را آزاد کن
شمارهٔ ۳۰۳
دردمندان را بدرد نو مبارک باد کن
شمارهٔ ۳۰۴
خود را و ما را بیش ازین در عاشقی رسوا مکن
شمارهٔ ۳۰۵
گر می کنی، برای خدا، پیش من مکن
شمارهٔ ۳۰۶
چشمی بگشا، سوی غریبان نظری کن
شمارهٔ ۳۰۷
اما بشرط آنکه نگردی رقیب من
شمارهٔ ۳۰۸
ساخت ظاهر درد دل را اشک و رنگ زرد من
شمارهٔ ۳۰۹
از تو قطعا نگسلد سر رشته پیوند من
شمارهٔ ۳۱۰
که جز هوای وصال تو نیست در سر من