دفتر شعر
۴۲۳ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۳۳۵
ساقیا، بگذار، تا بر خاک ریزم خون او
شمارهٔ ۳۳۶
تا بر سر من پا نهد، یا سر نهم بر پای او
شمارهٔ ۳۳۷
شب روم، لیکن چه حاصل چون ببینم روی او؟
شمارهٔ ۳۳۸
گاه از داغ تو مینالیم و گاه از دست تو
شمارهٔ ۳۳۹
حال من بر همه پیداست، چه پنهان از تو؟
شمارهٔ ۳۴۰
نمیدانم چه عمرست این؟ دریغ و درد و آه از تو!
شمارهٔ ۳۴۱
این یکی حیران من میگشت و آن حیران تو
شمارهٔ ۳۴۲
کجا رویم؟ سر ما و آستانه تو
شمارهٔ ۳۴۳
تا کی جفا کشم به امید وفای تو؟
شمارهٔ ۳۴۴
بنه پا بر سرم، تا سر نهم بر خاک پای تو
شمارهٔ ۳۴۵
ای خاک بر سرم، که نشد خاک پای تو!
شمارهٔ ۳۴۶
تا هر قدم بدیده کشم خاک کوی تو
شمارهٔ ۳۴۷
روی با ما کن، که چشم او نبیند روی تو
شمارهٔ ۳۴۸
با چنین غمها کجا باشد دل خرم درو؟
شمارهٔ ۳۴۹
ماه مگر ز آسمان آمده بر زمین فرو؟
شمارهٔ ۳۵۰
آه این چه رفتنست؟ چرا می روی؟ مرو
شمارهٔ ۳۵۱
وین چه زلفست؟ که بی تابم ازو
شمارهٔ ۳۵۲
وعده وصل می دهد، طاقت انتظار کو؟
شمارهٔ ۳۵۳
جلوهای کردی و آن جلوه مرا برد ز راه
شمارهٔ ۳۵۴
هر کس که نیست خاک رهت، زیر خاک به
شمارهٔ ۳۵۵
تا نبیند سوی من، خود را بخواب انداخته
شمارهٔ ۳۵۶
هر کس بقدر همت خود خانه ساخته
شمارهٔ ۳۵۷
خود را حریف ساغر و پیمانه ساخته
شمارهٔ ۳۵۸
چون من سیاه بختی سر در پیش نهاده