گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۲۷
که ما را در طلسم سایه سرو و سمن دارد
شمارهٔ ۲۲۸
صافی باطنشان آینه کین دارد
شمارهٔ ۲۲۹
تبسم زیر لب خندان که دارد
شمارهٔ ۲۳۰
از حسرت لعلت دل جام آبله دارد
شمارهٔ ۲۳۱
روی مه و خوی هاله دارد
شمارهٔ ۲۳۲
ز وحشت می گریزد وحشت خویی که او دارد
شمارهٔ ۲۳۳
جدا هر ذره خاکسترش آیینه ای دارد
شمارهٔ ۲۳۴
گل حیرانی بسیار گلابی دارد
شمارهٔ ۲۳۵
چشم بیگانه الفتی دارد
شمارهٔ ۲۳۶
در این حالم نصیحت های یاران تازگی دارد
غزل شمارهٔ ۴۶
دشنه در کف سوی بازار آمدست
شمارهٔ ۲۳۷
جنون کامل ما دست قابلی دارد
شمارهٔ ۲۳۸
دلی دارم که در هر دیدنی وادیدنی دارد
شمارهٔ ۲۳۹
جان بتکده سجده پناهی دارد
شمارهٔ ۲۴۰
به ذوق جلوه ات افلاک پر افشانی یی دارد
شمارهٔ ۲۴۱
کجا دل طاقت حیرانی دیدار می آرد
شمارهٔ ۲۴۲
تا گردم از قلمرو بال هما برد
شمارهٔ ۲۴۳
می شود خون گر دلم نام تمنا می برد
شمارهٔ ۲۴۴
گر به خاطر بگذرد شیرین شکر دل می برد
شمارهٔ ۲۴۵
طوفان گریه گشتم و آبم نمی برد
شمارهٔ ۲۴۶
تا خیالش ز دل ما به تغافل گذرد
غزل شمارهٔ ۴۷
کار ما سخت مشکل افتادست
شمارهٔ ۲۴۷
چگونه از سر دعوی باز می گذرد
شمارهٔ ۲۴۸
ز رشک خون به دل نوبهار خواهم کرد