دفتر شعر
۳۲۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۶۹
جز ترا می نبرند اهل دل از صدق نماز
شمارهٔ ۱۷۰
سنبل زلف ترا هست سر تاب هنوز
شمارهٔ ۱۷۱
گوهر کام دل اندر صدف جان انداز
شمارهٔ ۱۷۲
جان هم از تن دارد از بیداد او سر در گریز
شمارهٔ ۱۷۳
شکستی بر بتان آذر انداز
شمارهٔ ۱۷۴
من دیوانه و از بند خرد رستم باز
شمارهٔ ۱۷۵
هر سحر در عشق تو کار دلم آهست و بس
شمارهٔ ۱۷۶
و آن بدل میرسدم ز آفت دوران که مپرس
شمارهٔ ۱۷۷
شد دلم آشفته تر از سنبل او بر گلش
شمارهٔ ۱۷۸
لب و دندان ترا لعل و گهر حلقه بگوش
شمارهٔ ۱۷۹
بوی زلفین مشکبارت خوش
شمارهٔ ۱۸۰
آن تو باشی صنما لؤلؤ لالا در گوش
شمارهٔ ۱۸۱
بیش از اینم مدار در آتش
شمارهٔ ۱۸۲
بنفشه رسته گوئی ز ارغوانش
شمارهٔ ۱۸۳
بلبل شیدا فتاد بار دگر در خروش
شمارهٔ ۱۸۴
داد پیامت بمن برد ز من صبر و هوش
شمارهٔ ۱۸۵
کدام جان که نه پروانه شد بر آن آتش
شمارهٔ ۱۸۶
وگرچه با منت آئین جفاست گو میباش
شمارهٔ ۱۸۷
شد شکل یک هلال ز خورشید در کسوف
شمارهٔ ۱۸۸
نآمد نفسی بی غم دل بر لب عشاق
شمارهٔ ۱۸۹
ریخت ز جز عم گهر لعل تو بر زرورق
شمارهٔ ۱۹۰
وی نگاریده بر اطراف قمر دال ز مشک
شمارهٔ ۱۹۱
چون بسر میبری ایام درین کلبه تنگ
شمارهٔ ۱۹۲
زینسان ندیدم آدمی حوری ندانم یا ملک