دفتر شعر
۷۶ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
ازحسن جهان بر مه تابان بفروخت
شمارهٔ ۲۶
مه را به سخن لعل شکربار تو نیست
شمارهٔ ۲۷
از یک جو او دو کون زیر و زبرست
شمارهٔ ۲۸
گاهی ز کمین گاهِ کلاهت ترسم
شمارهٔ ۲۹
سر بر خطِ سبزِ تومقیم افتادهست
شمارهٔ ۳۰
راهم زد و راهِ سرِ کویم ننمود
شمارهٔ ۳۱
تا کرد دل از دیدهٔ خود گم او را
شمارهٔ ۳۲
بی ماهِ رخش زحمتِ جان میچکنم
شمارهٔ ۳۳
سرمست به بازار چرا میآید
شمارهٔ ۳۴
از بینایی نام ونشان نتوان دید
شمارهٔ ۳۵
همچون شمعی به فرق بیرون گشتن
شمارهٔ ۳۶
کوتاه مکن دست از آن زلف دراز
شمارهٔ ۳۷
برخاست ز زلفش این دلِ سودایی
شمارهٔ ۳۸
وز هرچه نه عشقِ تو کناری دارم
شمارهٔ ۳۹
جان بستهٔ آن زلفِ فسونساز مدار
شمارهٔ ۴۰
صد وعدهٔ وصل گاه و بیگاهم داد
شمارهٔ ۴۱
برد این دل زیر و زبرم چه توان کرد
شمارهٔ ۴۲
گمراهی و مفلسی یقینش کردم
شمارهٔ ۴۳
جز دیدن او نبود روئی همه را
شمارهٔ ۴۴
سر بر خط تو دو پای در قیر بماند
شمارهٔ ۴۵
سربازان را چو دیده هستم در خور
شمارهٔ ۴۶
بر ماه نقاب عنبرین افکندی
شمارهٔ ۴۷
بی مهر از آن است که هندوی افتاد
شمارهٔ ۴۸
چون دید که نیست هر زمانش آهی است