دفتر شعر
۵۷ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
حقا که خلاصهٔ جنون میآیم
شمارهٔ ۲۶
درمان من غرقه به خون مینکند
شمارهٔ ۲۷
در زیرِ جُلَیلِ غنچه خوابم ببرد
شمارهٔ ۲۸
اول پیکان نمودم آخر سپری
شمارهٔ ۲۹
در آتش و خون مانده گرفتار امروز
شمارهٔ ۳۰
از کم عمری پشت امیدم بشکست
شمارهٔ ۳۱
زر از پی عمر بر طبق خواهم کرد
شمارهٔ ۳۲
کاو روز دویی درین جهان مهمانست
شمارهٔ ۳۳
این روح ریاحین چمن چندین چیست
شمارهٔ ۳۴
صد خار جفا در ره گلبرگ طری
شمارهٔ ۳۵
تا ظن نبری کان غزل از بر میخواند
شمارهٔ ۳۶
از بلبل مست ناله بر میخیزد
شمارهٔ ۳۷
بلبل هر دم مشغلهٔ دیگر کرد
شمارهٔ ۳۸
ور ماتم خویش میکنی اکنون کن
شمارهٔ ۳۹
چه سود که در وقت شدن خونریز است
شمارهٔ ۴۰
وز بیم شدن سینه پُر آتش میکرد
شمارهٔ ۴۱
وز رعنایی جلوه گری در پیوست
شمارهٔ ۴۲
از کم عمری بر لبش آمد جانش
شمارهٔ ۴۳
آب رخ خود خواه ز باران و برو
شمارهٔ ۴۴
یعنی که بپیوند بدین دلخسته
شمارهٔ ۴۵
چون از زر خود دست تهی میبینم
شمارهٔ ۴۶
وز غنچهٔ سر تیز حدیثی میگفت
شمارهٔ ۴۷
پیکانش نگر که همچو خون میجوشد
شمارهٔ ۴۸
در هر رگ او هزار غلغل افتاد