دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۳۰۲
سر ز پایت برندارم روز و شب
غزل شمارهٔ ۳۰۳
عود را درسوز و بربط را بکوب
غزل شمارهٔ ۳۰۴
ز اشک چشم و از جگرهای کباب
غزل شمارهٔ ۳۰۵
گفتم ستارگان را مه با منست امشب
غزل شمارهٔ ۳۰۶
بنشین میان مستان اینک مه و کواکب
غزل شمارهٔ ۳۰۷
جان همه حسودان کور و کرست امشب
غزل شمارهٔ ۳۰۸
تا سجدههای شکر کند پیشت آفتاب
غزل شمارهٔ ۳۰۹
کاندر خرابه دل من آید آفتاب
غزل شمارهٔ ۳۱۰
آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب
غزل شمارهٔ ۳۱۱
دست نگر پا نگر دست بزن پا بکوب
غزل شمارهٔ ۳۱۲
ز عمر یک شب کم گیر و زنده دار مخسب
غزل شمارهٔ ۳۱۳
که ابر را عربان نام کردهاند رباب
غزل شمارهٔ ۳۱۴
برو که عشق و غم او نصیب ماست بخسب
غزل شمارهٔ ۳۱۵
چشم بگشا و جمع را دریاب
غزل شمارهٔ ۳۱۶
گرد برآریم ز دریای شب
غزل شمارهٔ ۳۱۷
ما لکم قاعدین عند الباب
غزل شمارهٔ ۳۱۸
و هل یهتدی نحو السماء النوائب
غزل شمارهٔ ۳۱۹
قلبی علی نار الهوی یتقلب
غزل شمارهٔ ۳۲۰
قد نجوتم من شتاب الاغتراب
غزل شمارهٔ ۳۲۱
تا روز بر دیوار ما بیخویشتن سر میزدهست
غزل شمارهٔ ۳۲۲
بیدل و بیخودت کنم در دل و جان نشانمت
غزل شمارهٔ ۳۲۳
وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت
غزل شمارهٔ ۳۲۴
درآ تا خانهٔ هستی بپردازم همین ساعت
غزل شمارهٔ ۳۲۵
که عاشق کم رسد آنجا و معشوقش فراوانست