دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۳۲۶
لیلی کن و مجنون کن ای صانع بیآلت
غزل شمارهٔ ۳۲۷
کز غیرت لطف آن جان در قلقی ماندهست
غزل شمارهٔ ۳۲۸
پرباد چرا نبود سرمست چنین دولت
غزل شمارهٔ ۳۲۹
بیایید بیایید که دلدار رسیدهست
غزل شمارهٔ ۳۳۰
سرمست همیگشت به بازار مرا یافت
غزل شمارهٔ ۳۳۱
دیوانه شدم بر سر دیوانه قلم نیست
غزل شمارهٔ ۳۳۲
از خواجه بپرسید که این خانه چه خانهست
غزل شمارهٔ ۳۳۳
تو ابر در او کش که به جز خصم قمر نیست
غزل شمارهٔ ۳۳۴
مهمان توند ای شه و سلطانِ خرابات
غزل شمارهٔ ۳۳۵
ولیکن هوش او دایم برونست
غزل شمارهٔ ۳۳۶
مگو فردا که فی التأخیر آفات
غزل شمارهٔ ۳۳۷
نه خوابست آن حریفان را جواب است
غزل شمارهٔ ۳۳۸
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
غزل شمارهٔ ۳۳۹
کسی داند که او را جانِ جانست
غزل شمارهٔ ۳۴۰
رها کن تا بگیرد خوش گرفتهست
غزل شمارهٔ ۳۴۱
از این پس عیش و عشرت بر مزیدست
غزل شمارهٔ ۳۴۲
خراب و مست باشم کار اینست
غزل شمارهٔ ۳۴۳
سفر بیروشنایی مصلحت نیست
غزل شمارهٔ ۳۴۴
که جانم بیتو دربند عظیمست
غزل شمارهٔ ۳۴۵
دگرگون گشتهای باز این چه شیوهست
غزل شمارهٔ ۳۴۶
برای بندهٔ خود لطفها گفت
غزل شمارهٔ ۳۴۷
کز او آن بیقراری برقرارست
غزل شمارهٔ ۳۴۸
که اغلب با صدایش زخم تیریست
غزل شمارهٔ ۳۴۹
به وقت داد و بخشش شوربخت است