دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۳۵۰
به زیر کوری اندر سینه، دیدیست
غزل شمارهٔ ۳۵۱
رفیق راه بیپایان کدام است
غزل شمارهٔ ۳۵۲
بگویم آنچ هرگز کس نگفتهست
غزل شمارهٔ ۳۵۳
که عقل کل بدو مستست هیهات
غزل شمارهٔ ۳۵۴
دگربار این چه شور و گفت و گویست
غزل شمارهٔ ۳۵۵
برون رو هی که خانه خانه ماست
غزل شمارهٔ ۳۵۶
مرا در بیدلی درد و سقامست
غزل شمارهٔ ۳۵۷
به هر دم هدیه ما را ده هزارست
غزل شمارهٔ ۳۵۸
چراغ دیده و دیدار چونست
غزل شمارهٔ ۳۵۹
که هر سویی که گردد پیشش آبست
غزل شمارهٔ ۳۶۰
شرابی ده که آرد در مراعات
غزل شمارهٔ ۳۶۱
سترون ساختی خود را ز ننگت
غزل شمارهٔ ۳۶۲
کز او بر من روان باران تیرست
غزل شمارهٔ ۳۶۳
ز خوف صاف ما آن یار مستست
غزل شمارهٔ ۳۶۴
ما را همه عمر خود تماشاست
غزل شمارهٔ ۳۶۵
بیرون ز زمانه صورت ماست
غزل شمارهٔ ۳۶۶
وان دود که از دلست پیداست
غزل شمارهٔ ۳۶۷
ای نام تو این که مینتان گفت
غزل شمارهٔ ۳۶۸
یا قصه چشمه حیاتت
غزل شمارهٔ ۳۶۹
کز وی دل و عقل بیقراریست
غزل شمارهٔ ۳۷۰
قفل آمد و آن کلید با ماست
غزل شمارهٔ ۳۷۱
آن در لب عاشقان چو حلواست
غزل شمارهٔ ۳۷۲
پاچه نخورم که استخوانست
غزل شمارهٔ ۳۷۳
سر میگوید به گوش جانت