دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۷۴۳
تا خانه رود باز یقین هر موجود
رباعی شمارهٔ ۷۴۴
مانندهٔ ماهی همه در آب روند
رباعی شمارهٔ ۷۴۵
دیوانگیی که صد چو مجنون نکشد
رباعی شمارهٔ ۷۴۶
دل مرغ شده است و در هوا میگردد
رباعی شمارهٔ ۷۴۷
بر خسرو شیرین سخنی میبندد
رباعی شمارهٔ ۷۴۸
وز هرچه جز اوست بیخبر باید بود
رباعی شمارهٔ ۷۴۹
شبخیزان را دم جدائی آمد
رباعی شمارهٔ ۷۵۰
دریاب که از کوی فلان میگذرد
رباعی شمارهٔ ۷۵۱
تا کی ز می شیفتگان آشامد
رباعی شمارهٔ ۷۵۲
تیر غم او دل من ترکش باد
رباعی شمارهٔ ۷۵۳
فارغ ز وجود نیک و بد خواهم شد
رباعی شمارهٔ ۷۵۴
سیمرغ نهای که بیتو نام تو برند
رباعی شمارهٔ ۷۵۵
تلخی نکند عادت قند آن نبود
رباعی شمارهٔ ۷۵۶
کافر بود آن دل و مسلمان نبود
رباعی شمارهٔ ۷۵۷
در مذهب عشق کفر و ایمان نبود
رباعی شمارهٔ ۷۵۸
در مذهب عاشقی جوانمرد بود
رباعی شمارهٔ ۷۵۹
شبها که بکوی تو نیاید چکند
رباعی شمارهٔ ۷۶۰
صد ساله بقا به یک زمان دربازند
رباعی شمارهٔ ۷۶۱
عشق آن باشد که داد شادیها داد
رباعی شمارهٔ ۷۶۲
عاشق نبود که از بلا پرهیزد
رباعی شمارهٔ ۷۶۳
جویندهٔ عشق بیعدد خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۷۶۴
بازار بتان از تو شکستی دارد
رباعی شمارهٔ ۷۶۵
جان از قفس قالب من خیز کند
رباعی شمارهٔ ۷۶۶
هجر تو اجل گشته که جان میببرد