دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۹۵۹
زنهار مکن حدیث عشقی سرباز
رباعی شمارهٔ ۹۶۰
ور گرد بدی ز دل نرفتم هرگز
رباعی شمارهٔ ۹۶۱
هنگام ستیز نیست ای جان مستیز
رباعی شمارهٔ ۹۶۲
در سایهٔ دل فکنده دو پای دراز
رباعی شمارهٔ ۹۶۳
چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز
رباعی شمارهٔ ۹۶۴
آغاز بنه ترانهٔ بیآغاز
رباعی شمارهٔ ۹۶۵
وین شمع و چراغ ما نمیرد هرگز
رباعی شمارهٔ ۹۶۶
از من همه لابه بود و از وی همه ناز
رباعی شمارهٔ ۹۶۷
وامم داری نبات بسیار هنوز
رباعی شمارهٔ ۹۶۸
عرضه نکنم به هیچکس آز و نیاز
رباعی شمارهٔ ۹۶۹
میباید رفت چون به پایان شد روز
رباعی شمارهٔ ۹۷۰
نی زهرهٔ آنکه بیتو پردازم راز
رباعی شمارهٔ ۹۷۱
غیر از مه وخورشید چراغی مفروز
رباعی شمارهٔ ۹۷۲
سودت سوداست با خریدار بساز
رباعی شمارهٔ ۹۷۳
تابد به تو اینچنین مه جانافروز
رباعی شمارهٔ ۹۷۴
میپندارد که من بترسم ز عسس
رباعی شمارهٔ ۹۷۵
تا شاد شوی از من ناشاد بپرس
رباعی شمارهٔ ۹۷۶
وز هرچه رسد چو نیست پاینده مترس
رباعی شمارهٔ ۹۷۷
وز ناوک انتقام دلدوز بترس
رباعی شمارهٔ ۹۷۸
وی جان کرم ز رنج ایوب بپرس
رباعی شمارهٔ ۹۷۹
آشفتگیم ز زلف هندوت بپرس
رباعی شمارهٔ ۹۸۰
چون دولت تو منم ز ادبیر مترس
رباعی شمارهٔ ۹۸۱
یک دشمن جان شگرف حامی که مپرس
رباعی شمارهٔ ۹۸۲
هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس