دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۳
چه عشق و چه معرفت کرا دانستیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۴
وین دلق بشر دوخت بدر میکردم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۵
عشقش به هزار جان و دل بخریدم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۶
هر مردمکش را فلکی میبینم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۷
قیمت کردند به یک درم چیزی کم
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۸
مست سقط خوش خوش آشام توام
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۹
آمد خندان نشست بر بالینم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۰
بر سنگ زنم سبوی خود پاره کنم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۱
امروز چریدیم و به شب هم بچریم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۲
شب را گفتم فاش مکن اسرارم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۳
آندم که زروش لاله میچید رخم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۴
وز غوره فشانان سوی دوشاب شدیم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۵
بر دامن آن عهد شکن چنگ زدم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۶
آن را که نواختم همان را بزدم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۷
بیگانهام ولیک نمیرانندم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۸
موصوف به مغز کبریا دانستم
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۹
واگو که من از لطف تو آن میجویم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰
وز غصهٔ افزون تو افزون گریم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۱
شب با تو غنودم و نمیدانستم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۲
وین خرقهٔ آب و گل بدر میکردم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۳
وانجا که توی، صدر من آن را دانم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۴
بس نرد نهان که با تو من باختهام
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۵
جان و دل و دیده در رهش فرسودم
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۶
خاموش بدی فسانه گویت کردم