دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۷
در وصل بزاده وز جدائی مرده
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۸
کاین دمدمه میخورد ز من هر که و مه
رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹
وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۰
گل پیش رخ تو پیرهن بدریده
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۱
وی گبران را پیشرو دین کرده
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۲
وی راحت و آرامش جان شیی الله
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۳
وز خارهٔ او این دل من صد پاره
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۴
او راست توانگری گدائیم همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۵
باشد که مرا واخرد آن یار سره
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۶
بشنو سخن راست از این دیوانه
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۷
روزی نتوان گفت غم صد ساله
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸
سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
رباعی شمارهٔ ۱۶۱۹
تو شاهی و ما جمله گداییم همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۰
هرگز ناید ز جان مستم توبه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۱
جانی دگر است همچو شیر بیشه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۲
خلوت کن عاشقان ز هر بیگانه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۳
در کوی خرابات چه درویش چه شاه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۴
در چاکریت به جان بکوشم ای شاه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۵
جان رفته و عقل سرنگون از من خواه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۶
رفتم به چمن جامه چو گل بدریده
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷
وین هر دو کنند از لبت دریوزه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۸
با خاک برآورد سرو با من نه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲۹
صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۰
مر کوران را تفکر و اندیشه