دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۱
زان جامه که سازی بستم عوری به
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۲
نه پیر شوی ز صحبت دیرینه
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۳
حتی فنی القلب بما جاربه
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۴
از مردن تن چراغ دل زنده شده
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۵
جمله چکنم بسازم آن یکباره
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۶
من مردهام و تو جانی و جانانه
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۷
زنجیر ترا به خواب بینم یا نه
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۸
از ملت کفر و اهل دین پوشیده
رباعی شمارهٔ ۱۶۳۹
امشب بر من قنق شو ای روت چو ماه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۰
وز روز ازل تا بابد سیری نه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۱
مائیم که شیر و گرگ بر ما گذره
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۲
تا روزه کند ترا به حق دریوزه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۳
برخواسته دل از خور و خواب افتاده
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۴
میگوید ماه ناگهانی بیگاه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۵
خوابم بربود حال دل ناگفته
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۶
احوال جهان چنانکه میدانی نه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۷
چندانکه ببینمت فزونم تشنه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۸
روزی دو مگو ز کاسه و از کوزه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴۹
زین پرده برون روید امیرید همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۰
سرمست پیالدهٔ بقائیم همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۱
با هر چه به جز تست مرا ساز مده
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۲
یک دلبرِ بدخویِ جگرخوارش ده
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۳
گفتم که برو امشب اینجا نائی
رباعی شمارهٔ ۱۶۵۴
از سِرّ سبد تا به ابد میدانی