گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۹
گر آژنگ فتادی که کند عیب تو زین
شمارهٔ ۳۰
گفتم که چو قدم چه بود گفت کمان
شمارهٔ ۳۱
گفتم چه بود حال دلم گفت جنون
شمارهٔ ۳۲
گفتم که چه خواهی که دهی گفت امان
شمارهٔ ۳۳
در خانه دل نیست کسی غیر از او
شمارهٔ ۳۴
گفتم چه کنم در پی تو گفت نگاه
شمارهٔ ۳۵
تا روی تو بینم نبینم به ماه
شمارهٔ ۳۶
چندی پی تکمیل در این کالبدی
شمارهٔ ۳۷
از وعده اسب دادیم دی خبری
شمارهٔ ۳۸
در نقل رباعیات تو پنج منی
شمارهٔ ۳۹
از جای رود چو آب سرو لب جوی
شمارهٔ ۴۰
میگفت به مشگ از پریشان سخنی
شمارهٔ ۴۱
گفتم مردم گفت که نیکو کردی
شمارهٔ ۴۲
گفتم جانم گفت ز دستم نبری
شمارهٔ ۴۳
گفتم چه زند راه دلم گفت که نی
شمارهٔ ۴۴
گفتم شکرت گفت به چشمش خوردی
شمارهٔ ۱
عزیزان بشنوید اشعار غرا
شمارهٔ ۲
کلمینی یا حمیرای من است
شمارهٔ ۳
خون دیوان ها به گردن برد و رفت
شمارهٔ ۴
روح خسرو با حسن گوید که این کس گفته است
شمارهٔ ۵
به سر سرو دست من چو رسید
شمارهٔ ۶
گفتم آری زنان ما مردند
شمارهٔ ۷
دارد سر عاشقی ندارد سر مهر
شمارهٔ ۸
صید آهوی توام بر صید خود آهو مگیر