ناهید
ایرج میرزا

شمارهٔ ۱۰ - مادر

قطعه‌ها

اندازهٔ متن۲

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهن گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره من

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا بپا برد

تا شیوه راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

۶ بیت

منبع: همراهان گنجور

از همین دفتر

همهٔ شعرها