دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۷۹۱
وز وصل تو ره به جستجوئی نبرد
رباعی شمارهٔ ۷۹۲
تا بیدل و بیعقل سوی خانه نشد
رباعی شمارهٔ ۷۹۳
میپندارد که نیستان میگذرد
رباعی شمارهٔ ۷۹۴
یعنی که بوزن بیت ما را سنجید
رباعی شمارهٔ ۷۹۵
گفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد
رباعی شمارهٔ ۷۹۶
گفتا خنک آن جان که بدین درد رسید
رباعی شمارهٔ ۷۹۷
غمهای بزرگ تو در او چون گنجید
رباعی شمارهٔ ۷۹۸
محرم نبود هرچه به عالم باشد
رباعی شمارهٔ ۷۹۹
کو چشم که او سرو و سمن را شاید
رباعی شمارهٔ ۸۰۰
چون باشد مردهٔ ای که او زنده شود
رباعی شمارهٔ ۸۰۱
آنجا می ناب و حور عین خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۸۰۲
زهرم به لب شکرفروش تو رسد
رباعی شمارهٔ ۸۰۳
ور نور تو آفتاب عالم باشد
رباعی شمارهٔ ۸۰۴
وان دل که برون ز چرخ ازرق باشد
رباعی شمارهٔ ۸۰۵
کی گفت که آفتاب امید بمرد
رباعی شمارهٔ ۸۰۶
در هر دو جهان از تو شکرریز بود
رباعی شمارهٔ ۸۰۷
وز عالم غیب باده نوشی داند
رباعی شمارهٔ ۸۰۸
بیدل شده و نژند دیگر آمد
رباعی شمارهٔ ۸۰۹
تا جان و دلم به وصل پیوست دهد
رباعی شمارهٔ ۸۱۰
تا بخت کرا بود کرا راه دهند
رباعی شمارهٔ ۸۱۱
غمگینم از اینکه خوشدلم نپسندد
رباعی شمارهٔ ۸۱۲
بر عشق نثار کرده هر دم دم خود
رباعی شمارهٔ ۸۱۳
از دیدهٔ کوته نظران پنهانند
رباعی شمارهٔ ۸۱۴
مرغان هواش ز آشیان دگرند