ناهید
ایرج میرزا

شمارهٔ ۳۱ - گفتگو با جوانِ فرنگی مَآب

مثنوی‌ها

اندازهٔ متن۲

گفتم به جوانکی مُفَرَّنگ

کای در خم و چم بسان خرچنگ

برگو ز سبیل خود چه دیدی

کاین سان دُم و گوش او بریدی

گفتا که سبیل بنده روزی

دزدیده ز کون غیر گوزی!

چون دزدی او به چشم دیدم

زان رو دُم و گوش او بریدم!

۴ بیت

منبع: همراهان گنجور

از همین دفتر

همهٔ شعرها