دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۲۸۷
او را چون جان هلاکت و پایان نیست
رباعی شمارهٔ ۲۸۸
گفتا که شکست توبه بازآمد مست
رباعی شمارهٔ ۲۸۹
یا هست شکر ولی خریدارت نیست
رباعی شمارهٔ ۲۹۰
در خاک تو دریست که از کان ویست
رباعی شمارهٔ ۲۹۱
یا خوبتر از دیدن رویت کاریست
رباعی شمارهٔ ۲۹۲
یا ساقی ما بیمدد و ادبیر است
رباعی شمارهٔ ۲۹۳
خاک از قدمت همه گل و یاسمن است
رباعی شمارهٔ ۲۹۴
بر رو به درون مغز و برخیز ز پوست
رباعی شمارهٔ ۲۹۵
دل نیست که او معتکف کوی تو نیست
رباعی شمارهٔ ۲۹۶
چون حسن تو کز شرح و بیان بیرونست
رباعی شمارهٔ ۲۹۷
بستان و سرای و صحن و صدرِ ما اوست
رباعی شمارهٔ ۲۹۸
خیزید که از عشق غرامت برخاست
رباعی شمارهٔ ۲۹۹
چون روح قدس نادعلی خواهم گفت
رباعی شمارهٔ ۳۰۰
عکس قد و رخسارهٔ آن دلدار است
رباعی شمارهٔ ۳۰۱
رفتن به طواف کعبه در عین خطا است
رباعی شمارهٔ ۳۰۲
با روی و لبی که روشنایی دیده است
رباعی شمارهٔ ۳۰۳
اندر دو جهان مقصد و مقصود علیست
رباعی شمارهٔ ۳۰۴
زان دم بگذر اگر ترا گامی هست
رباعی شمارهٔ ۳۰۵
در شیوهٔ عشق خویش و بیگانه یکیست
رباعی شمارهٔ ۳۰۶
در معنی تست آنچه دعوا همه اوست
رباعی شمارهٔ ۳۰۷
از حکم حقست و از قضا و قدر است
رباعی شمارهٔ ۳۰۸
آنست قدم که آن قدم از قدم است
رباعی شمارهٔ ۳۰۹
هر خون جگر که بیتو خوردم هیچست
رباعی شمارهٔ ۳۱۰
جز جان دادن دلیل جان بردن نیست