دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۵
وز چشم تو شاید این سخن پرسیدن
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۶
نی غصهٔ نان و غصهٔ جان خوردن
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۷
ای گر ز سخنوران قهارهٔ کن
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۸
حل کرده صفات ذات تو مشکل جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۹
ای درد تو درمان کسی و آن کس من
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۰
بنهاده چراغ عقل من را یک من
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۱
لرزان ز فراق تو دلیران جهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۲
وز چشم تو نور نامصور دیدن
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۳
وی ماه فرو کرده سر از روزن من
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۴
زان زخمه پریشان چو دل بنده مزن
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۵
جالینوسی برای این بیماران
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶
ای همدم غمگسار چونی بیمن
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۷
ای ناله شده همه جواب دل من
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۸
زیرا که به گل رفته فرو تا گردن
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۹
ای صحت صد دیدهٔ رنجور از من
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۰
زیرا که نخوردهای از آن رطل گران
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۱
وی زهره بیا و از رخم زر میزان
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۲
گم کرده جهان از تو سر و پای جهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۳
با دوست غمم بگو در اثنای سخن
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۴
بازم در صد محنت و غم باز مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۵
ما مینرویم از این حوالی، ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۶
سرمست همی شدیم روزی به چمن
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۷
بیزار ز لعل و سنگ باید بودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۸
هردم زخمی فزون ز طاقت می زن