دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۴۳۹
بسیار سفر کرد پی چارهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۰
وز دام و دوال ما نخواهی رستن
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۱
تا مسکن و خانهها شود آبادان
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۲
فرسوده شوید در هوس فرسودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۳
فرسوده شدم ز عشق تو فرسودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۴
ای بس دوری که از تو باشد تا من
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۵
نز کعبه خبر دارم و نز قبلهٔ نشان
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۶
نتوان ز قضا کشید گردن ای جان
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۷
نوشت بادا ظلم سپاهی میکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۸
چون گل به جز از لطف ندانند ایشان
رباعی شمارهٔ ۱۴۴۹
نانهاست همه نان طلبان را جز نان
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۰
آنرا بنگر از این و آن یاد مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۱
جز نغمهٔ عشق کبریا گوش مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۲
نی زیر و نه بالا و نه پیدا و نهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۳
ای خوی تو آزردن پیوستهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۴
خون میچکد از چشم خمارش به سخن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۵
تیر نظر آنچنانکه خواهی میزن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۶
چون می به قوام خود رسیدم ز تو من
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۷
خوی بدو اندیشه تو دیگرگون کن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۸
خونابه روان ز چشم چون جو یک من
رباعی شمارهٔ ۱۴۵۹
با واقعهٔ بیسر و سامانتر ازین
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۰
وز باده و از ساده تو اندیشه مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۱
وین آب خوشی ز همدگر بربودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۲
اندیشه مکن که وقت تنگ است ای جان