دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۳
من روح سپر کرده و او تیر زنان
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۴
از خویش مدان خالی و از خویش مدان
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۵
کاین عین حقیقت است و انوار یقین
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۶
پیوسته حریص درد باید بودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۷
مردانه و مرد رنگ باید بودن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۸
دریا خواهد شدن ز افزون گشتن
رباعی شمارهٔ ۱۴۶۹
صد سان بنماید او و خود او یکسان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۰
بشکافت و بدید پر زخون بود درون
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۱
وز عید تو شد شاد و همایون رمضان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۲
زامد شد این کمانچه دلها نالان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۳
نتوان بنوشتن و نه بتوان گفتن
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۴
با من به جفا و کین جدا شو گریان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۵
امروز چنانم و چنانتر ز چنان
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۶
پنهانی ما تو بادهها نوش مکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۷
این نبض مرا بگیر و قاروره ببین
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۸
مهرت ز دل و خیالت از دیدهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۹
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۰
زیرا که دگر چاره نداریم جزین
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۱
بنشین و بگو که ای به غم کشتهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۲
وانگاه ز ماه تا به ماهی بستان
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۳
مجنون شدهام ادب مجوی از مجنون
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۴
از دست شدم در ظفر آن دستان
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۵
وز تیغ مسلمان سر کافر میزن
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۶
سودای مناجات غمت از سرِ من