دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۹
طوطی بچهای زبان طوطی دانی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۰
گفتم که ز من سیر شدی گفت آری
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۱
پوشیدهٔ خویش را تو عریان کردی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۲
از آتش دل سزای سبلت بینی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۳
بسیار طپی ولیک دشوار رهی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۴
بر ساخته مجلسی برسم چمنی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵
یاران هستند لیک دلسوز تویی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۶
زیرا که بهر غمیم فریادرسی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۷
نور فلکی باز بر افلاک شوی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۸
وانچ از من بیچاره عزیز است توی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۹
وی آب حیات سوی جیحون رفتی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۰
آن روی بدیدی به قفا افتادی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۱
زان حالت پرجوش بیادم دادی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۲
فریاد ز عاشقی و بیآرامی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۳
تو پنداری که بر مراد خویشی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۴
بیحدی و حد هر نفس بنمایی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۵
چشمی و چراغ در شب ظلمانی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۶
هر لحظه بر او نقش دگر اندازی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۷
پیوسته به زلف عنبر ترسائی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۸
این درد ز حد رفت چه میفرمایی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹۹
با عشق بساز گر حریف دینی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۰
گوئی که برو در شب و پیغام کنی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۱
ور زانکه ببندند دهان میدانی
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۲
بشناس دمی تو بازی از جان بازی