دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۱۱۹
داند که تو بحری و جهان همچو کفست
رباعی شمارهٔ ۱۲۰
انصاف بده چه لایق آن دهن است
رباعی شمارهٔ ۱۲۱
چون غرقهٔ ما شدی همه لطف و وفاست
رباعی شمارهٔ ۱۲۲
پیوسته سرش سبز و لبش خندان است
رباعی شمارهٔ ۱۲۳
وان صورت پنهان که طرب را روز است
رباعی شمارهٔ ۱۲۴
تا ظن نبری که فتنه در خواب شده است
رباعی شمارهٔ ۱۲۵
زو خواب طمع مدار کو کی خفته است
رباعی شمارهٔ ۱۲۶
وان چیست که چون رود محل تلف است
رباعی شمارهٔ ۱۲۷
وان چیست که بیاو است مکدر صورت
رباعی شمارهٔ ۱۲۸
از مستی خود ز قند خود بیخبر است
رباعی شمارهٔ ۱۲۹
ساقی و شراب و قدح و دور، آنست
رباعی شمارهٔ ۱۳۰
کاین پیشهٔ ما پیشهٔ بیکارانست
رباعی شمارهٔ ۱۳۱
او را دل و جان و بیقراری داده است
رباعی شمارهٔ ۱۳۲
گر از دل خود بگفت بتواند رفت
رباعی شمارهٔ ۱۳۳
از پرتو مصطفی درآمد بر ذات
رباعی شمارهٔ ۱۳۴
میگوید و میخورد در اینش فعل است
رباعی شمارهٔ ۱۳۵
وان زلف تو بند دل دیوانهٔ ما است
رباعی شمارهٔ ۱۳۶
گفتم که فراق تو ز مرگم بتر است
رباعی شمارهٔ ۱۳۷
چون روز شود چو روز دل پرغوغاست
رباعی شمارهٔ ۱۳۸
وز بیادبی و جرم صد تو نگریخت
رباعی شمارهٔ ۱۳۹
دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت
رباعی شمارهٔ ۱۴۰
میلش بسوی اطلس مقراضی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۱
هان تا نخوری که او ترا دم داده است
رباعی شمارهٔ ۱۴۲
آمد سحری و بر دل من نگریست